شنبه، 7 شهریور، 1405

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

previous arrow
next arrow
Slider

ناگفته های از سرپل ذهاب به قلم محمدی کیادهی

در مورد این عکس

سرپل ذهاب ـ سرآب گرم ـ جنگ زده ـ زلزله زده

محمدی کیادهی:

دو ماه پس از جنگ عراق علیه ایران با آموزش نظامی در پادگان ولیعصر ساری واقع در جاده دریا و پادگان امام حسن (اسبدوانی سابق) با جمعی از بچه های ساری عازم کرمانشاه، سپس پادگان ابوذر در نهایت در یکی از روستاهای سرآب گرم سرپل ذهاب، (این چشمه سرآب گرم که در پشت عکس من است یک چشمه طبیعی با دبی آب فراوان که اکنون سفره زیرزمینی آن گل آلود شده است) مستقر شدیم. اکثر روستاهای آن منطقه با گل و خاک درست شده بود و خالی از سکنه فقط یک پیرمرد با چند گوسفندش مانده بود. ما بچه های ساری که اکثراً از خیابان مدرس ساری بودند در کوه های بازی دراز نگهبان می دادیم. و اولین شهیدی که به چشم دیدیم شهید زارع از ساری بود که با بمباران دشمن در سرآب گرم شهید شده بود و دومین شهید عبدالله ناطق از اطرب نکا بود که همسنگر من در طول مدت حضور در آن محور اکنون پس از 37 سال دوباره دست تقدیر آن جا را زلزله زده کرد ـ جنگ زده و زلزله زده مصبیت مردم مقاوم آن منطقه شد خدا قوت و صبر به این مردم مقاوم و سلحشور بدهد.